صفحه اول svenska
تا به کی ایران ما در دستان اوباش جمهوری اسلامی؟
بابک قنبری کندری
اکنون ۳۲ سال است که از به روی کار امدن جمهوری اسلامی میگذرد و ما همچنان در انتظار ازادی کشورمان ایران مانده ایم٬راستی تا به کی ما در این انتظار باید زندگی خود را سپری کنیم و شاهد کشتار و اعدام و شکنجه این جانیان که بویی از انسانیت نبرده اند باشیم.
ایا می شود از کشتارهای دهه ۶۰ و ۶۷ و کوی دانشگاه و در اخر کشتار جوانان پس از انتخابات ۸۸ به سادگی گذشت٬ اما آنچه روشن است اینکه مادامی که ما در دام تفرقه اندازی های جمهوری اسلامی بین احزاب اقلیتها و گروههای اپوزسیون گرفتار باشیم این نظام فاشیستی اسلامی بر ما سلطه خواهد داشت .
آیا دیگر وقت ان نرسیده که از تجربه های گذشته درس بگیریم و اینده را با تداوم اتحاد و همبستگی تمامی احزاب و گروه ها و... بسازیم. بس نیست این کشتار،غلطیدن جوانان در خون خود بخاطر ابراز عقیده بس نیست؟ چرا اجازه میدهیم حکومتی که جان ادمیان برایش اهمیت ندارد بر ما سلطه داشته باشد،حکومتی که زندانیان سیاسی خود را افرادی آشوبگر می خواند که قصد بر هم زدن امنیت ایران را دارند.
تا به کی اجازه دهیم جوانانی که قلبشان بخاطر وطنشان می تپد در چنگال این ادم خواران باشند،جوانانی پاک جوانانی که جویای حق اولیه خود هستند ودر این راه از جان و روح خود گذشته اند.کاش زمانی برسد تا بتوانیم اول به موطن خود ایران فکر بکنیم بعد به عقاید خود، ان زمان است که می توانیم درسی به این وطن فروشان جمهوری اسلامی بدهیم تا در تاریخ ثبت شود و ایندگان با خواندن ان حتی یک لحظه اجازه فکر کردن درباره پایمال کردن حق دیگری به خود ندهند.
حال زمان پند گرفتن است ، مدت زیادی از اخرین کشتار این جانیان نگذشته ، اینبار نگذاریم این جنایت مثل سالهای ۶۰ و ۶۷... به خاطرات تلخ گذشته تبدیل شوند و هر روز با ورق زدن ان اهی بکشیم و حسرت بخوریم بیایم دلهایمان را یکی کنیم خود را فراموش کنیم ومصلحت را در نظر بگیریم تا بر نظام سلطه پیروز شویم.
دیری نخواهد گذشت که ایندگان برای ما ننویسند، پس فرصت را از دست ندهیم مبارزات علیه ظلم و جنایت این نظام اخوندی فاشیستی را ادامه دهیم با جدیت و اتحاد بیشتر. ،تا سرنگونی این حکومت دروغین ولایی راهی نیست،تلاشی مضاعف می خواهد اما زمان ان بسیار نزدیک است پس بیاید دست به دست هم بدهیم واینده کشور خود رابا دستهای خود بسازیم.
جوانان گرفتار دردستان جمهوری اسلامی را فراموش نکنیم ،چشمهای انها به من و تو دوخته شده که توانایی مبارزه علیه ظلم وجور را داریم . پس از این مسئله نباید به سادگی گذشت و دست از مبارزه کشید ،اگر لحظه ای خود را جای انان بگذاری متوجه می شوی که لحظات حساسی را سپری می کنیم.
نباید اجازه بدهیم این حکومت به درغگویی های خود ادامه بدهد ، جوانان را بکشد و شکنجه کند در اخر اعمال وقیح خود را گردن دیگران بیاندازد.ما به چشمان خود دیدیم که پس از انتخابات با مردمان چه کردند ،من خود به شخصه تمام این اتفاقات را تجربه کردم اما جان سالم به در بردم حال نمی خواهم مبارزاتم بدون نتیجه باقی بماند .
بار دیگر می گویم حال زمان نتیجه گیری است حال زمان سرنگونی این حکومت است.به امید پیروزی به امید روزی که در کنار یکدیگر با ازادی تمام عقاید خود را بیان کنیم و کسی نباشد که بخاطر ابراز عقیده اش متحمل زجر و شکنجه واز دست دادن جان خود شود.
سرنگون باد جمهوری اسلامی