سایت ایران امروز
کانون پناهجویان ایرانی
IRANSKA ASYL CENTRUM
صفحه اول svenska اعدام ، تجاوز آشکار به ارزشهای انسانی است روژین اسکویی مجازات مرگ یکی از شنیعترین مجازاتهای است که حرمت و ارزش انسان را مورد تعدی و تجاوز قرار میدهد. پیروان نظریه مجازات مرگ برای توجیه این عمل غیر انسانی ، استدلال میکنند نفس مجازات مرگ برای اصلاح جامعه و اجرای عدالت است . آنان معتقدند مجازات مرگ موجب ترساندن مجرمین و کاهش جرم در جامعه میشود و آلام ناشی از قتل بر روی بازماندگان مقتول را التیام میبخشد. این همان نظریهٔ انتقام است که دولت به نیابت از مردم و جامعه از فرد مجرم انتقام میگیرد. این وارونه جلو دادن عدالت و تلاش برای تداوم ریشهٔ انتقام در میان مردم است یعنی چشم در مقابل چشم. ورای این ادعا هیچ گونه تحقیقی که حقانیت آن را ثابت کند وجود ندارد. برعکس در هر کجا این نظریه با شدت بیشتری دنبال شده است نه تنها درد و رنج مردم التیام نیافته بلکه حس انتقام جویی ای به یک سنت منحوس و وسیلهای برای توجیه دستگاه آدمکشی در جامعه تبدیل شده است. تحقیقات سازمان عفو بینالملل نشان داده که مجازات مرگ نه تنها موجب کاهش جرم در جامعه نشده است بلکه میزان آن در کشورهایی که این مجازات در آن به اجرا در میاید به مراتب بیشتر از کشورهای است که مجازات اعدام در آنها وجود ندارد. در آمریکا به اصطلاح مهد دموکراسی جهان( مهد دموکراسی سرمایه دار) حدود ۶۵۰ اعدام از ساله ۱۹۷۶ به اجرا در آمده است که ۶۰% آن مربوط به چهار ایالت جنبی آن و مهمترین آن تگزاس است. اما در این ایالت نه تنها میزان جرم و جرایم و قتل کاهش نیافته بلکه ۴۶% نیز نسبت به سالهای قابل ۱۹۷۶ بر جرایم بیشتر شده است. بر خلاف نظریه طرفداران مجازات مرگ تحقیقات کارشناسان نشان داده است که مجازات مرگ موجب ترس و وحشت در جامعه نمیشود. و قتل و جنایت را کاهش نمیدهد. در هر کجا که مجازات مرگ به اجرا در میاید حجم جرایم نیز افزون تر است. مجازات مرگ نقض حیات و حق انسان برای زیستن است. هیچ طبقه و هیچ جمعی و هیچ نیروی و هیچ کس حق محروم کردن کسیرا از زندگی ندارد.جمعی که با مجازات مرگ و کشتن انسانها میخواد به معضلات اجتماعی پاسخ دهد یک جمعی غیر انسانی و بیمار است. جامعهای است که اصل و مبنای خود را بر آدم کشی و نفی ارزشهای انسانی بنیان گذشته است.باید تلاش کرد جامعه را بنیان گذاشت که حرمت و زندگی انسان هارا پاس بدارد. در آن از قتل و شکنجه و کشتار و آزار انسانها تحت هر نام و بهانهای خبری نباشد. یکی از مضامین اصلی جامعه ای مدرن تفسیر اقلأ وجود و حقوق انسان و رابطهٔ آن با مفاهیم اجتمأعیست. حقوق انسانها به داشتن حق حیات است لغو مجازات مرگ ابتدأترین خواست هر جامعه ی انسانی و متمدن است. تحقیقات علمی این چند دههٔ اخیر نشان داده است که جنایت و جرایمی که در جامعه اتفاق میفتاد پدیدههای اجتماعی و طبقاتی هستند. انسانی که شب و روز کار میکند اما قادر نیست که شکم خود و خانواده آاش را سیر کند برای ادامهٔ زندگی چه میتواند انجام دهد. انسانی که تمام راه حلهای قانونی را برای دست یابی به یک زندگیِ انسانی روی خود بسته میبیند و میبیند که بخش عظیم در آمد و ثروت جامعه در دست اقلیتی محدودی قرار دارد و تمام امکانات اجتماعی در خدمت به آنها برنامه ریزی شده است چه راه حالی را برای زنده ماندن باید برگزیند. آیا این سیستم و نظام حکم بر جامعه نیست که مسبب جنایت ، بی عدالتی و فقر اکثریت مردم در جامعه می شود؟ در حقیقت با اجرای مجازات مرگ دو بار از فرد انتقام می گیرند، ابتدا او را از امکانات رفاهی زندگی محروم میکنند و سپس با اجرای مجازات مرگ( اعدام) به زندگی او خاتمه میدهند. رژیم جنایت کار جمهوری اسلامی ایران که خود را با موج بزرگی از مبارزات توده به جان آماده مواجه می بیند و بر این امر آگاه است که این موج سر ایستادن ندارد در تلاش است با شکنجه و تجاوز در زندانها و اعدام و نمایش وحشیگریهای خود در سطح جامعهِ رعب و وحشت ایجاد کند تا با این ترفند بتواند سدّی در مقابل رشد مبارزات تودهها ایجاد نماید. اما برعکس تصور سرکوب گرانه حاکم این شکنجهها و تجاوزها در زندانها و این نمایش رقص سبوعانه انسانها بر چوبه در هرگز نمیتواند در عزم مردم در مبارزه تا نابودی جمهوری اسلامی خللی وارد سازد. فقر ، بدبختی ، ستم و استثمار و فجایع گوناگون ناشی از سیستم سرمایه دارای حکم بر ایران چنان خشم و نفرتی در دل توده مردم نسبت به آن سیستم و رژیم همه آن به وجود آورده که آنها برای از بین بردن وضع ظالمانه و نکبت بار موجود به طغیان بر میخیزند ، همچنان که اعدامهای جنایت کارانهٔ اخیر نیز طغیانهای بیشتری را دامن زده و خنجرهای انتقام را تیز تر خواهد ساخت. ضعف و استیصال جمهوری اسلامی در مقابل رشد مبارزات قهرمانان توده جان به لب رسیدهٔ ایران یک واقعیت است و در شرایطی که این رژیم جنایت کار قادر به خاموش کردن مبارزات مردم نیست. مبارزات و مقاومتهای گستردهٔ کنونی راه پیروزی را هموار مینماید. من معتقدم روزی این راه سخت و پر فراز و نشیب هموار گشت و سختیها ی آن نشان افتخاری خواهد شد برای آزاد زنان و آزاد مردانه ایرانی تا همه بدانند ملت ایران آزادی خواه است حتّی اگر سدّه راهش زندان ، شکنجه ، اعدام باشد مرگ بر جمهوری خون خوار اسلامی ایران
صفحه اول svenska
اعدام ، تجاوز آشکار به ارزشهای انسانی است
روژین اسکویی
مجازات مرگ یکی از شنیعترین مجازاتهای است که حرمت و ارزش انسان را مورد تعدی و تجاوز قرار میدهد. پیروان نظریه مجازات مرگ برای توجیه این عمل غیر انسانی ، استدلال میکنند نفس مجازات مرگ برای اصلاح جامعه و اجرای عدالت است . آنان معتقدند مجازات مرگ موجب ترساندن مجرمین و کاهش جرم در جامعه میشود و آلام ناشی از قتل بر روی بازماندگان مقتول را التیام میبخشد. این همان نظریهٔ انتقام است که دولت به نیابت از مردم و جامعه از فرد مجرم انتقام میگیرد. این وارونه جلو دادن عدالت و تلاش برای تداوم ریشهٔ انتقام در میان مردم است یعنی چشم در مقابل چشم. ورای این ادعا هیچ گونه تحقیقی که حقانیت آن را ثابت کند وجود ندارد. برعکس در هر کجا این نظریه با شدت بیشتری دنبال شده است نه تنها درد و رنج مردم
التیام نیافته بلکه حس انتقام جویی ای به یک سنت منحوس و وسیلهای برای توجیه دستگاه آدمکشی در جامعه تبدیل شده است.
تحقیقات سازمان عفو بینالملل نشان داده که مجازات مرگ نه تنها موجب کاهش جرم در جامعه نشده است بلکه میزان آن در کشورهایی که این مجازات در آن به اجرا در میاید به مراتب بیشتر از کشورهای است که مجازات اعدام در آنها وجود ندارد. در آمریکا به اصطلاح مهد دموکراسی جهان( مهد دموکراسی سرمایه دار) حدود ۶۵۰ اعدام از ساله ۱۹۷۶ به اجرا در آمده است که ۶۰% آن مربوط به چهار ایالت جنبی آن و مهمترین آن تگزاس است. اما در این ایالت نه تنها میزان جرم و جرایم و قتل کاهش نیافته بلکه ۴۶% نیز نسبت به سالهای قابل ۱۹۷۶ بر جرایم بیشتر شده است. بر خلاف نظریه طرفداران مجازات مرگ تحقیقات کارشناسان نشان داده است که مجازات مرگ موجب ترس و وحشت در جامعه نمیشود. و قتل و جنایت را کاهش نمیدهد. در هر کجا که مجازات مرگ به اجرا در میاید حجم جرایم نیز افزون تر است.
مجازات مرگ نقض حیات و حق انسان برای زیستن است. هیچ طبقه و هیچ جمعی و هیچ نیروی و هیچ کس حق محروم کردن کسیرا از زندگی ندارد.جمعی که با مجازات مرگ و کشتن انسانها میخواد به معضلات اجتماعی پاسخ دهد یک جمعی غیر انسانی و بیمار است. جامعهای است که اصل و مبنای خود را بر آدم کشی و نفی ارزشهای انسانی بنیان گذشته است.باید تلاش کرد جامعه را بنیان گذاشت که حرمت و زندگی انسان هارا پاس بدارد. در آن از قتل و شکنجه و کشتار و آزار انسانها تحت هر نام و بهانهای خبری نباشد.
یکی از مضامین اصلی جامعه ای مدرن تفسیر اقلأ وجود و حقوق انسان و رابطهٔ آن با مفاهیم اجتمأعیست. حقوق انسانها به داشتن حق حیات است لغو مجازات مرگ ابتدأترین خواست هر جامعه ی انسانی و متمدن است.
تحقیقات علمی این چند دههٔ اخیر نشان داده است که جنایت و جرایمی که در جامعه اتفاق میفتاد پدیدههای اجتماعی و طبقاتی هستند. انسانی که شب و روز کار میکند اما قادر نیست که شکم خود و خانواده آاش را سیر کند برای ادامهٔ زندگی چه میتواند انجام دهد. انسانی که تمام راه حلهای قانونی را برای دست یابی به یک زندگیِ انسانی روی خود بسته میبیند و میبیند که بخش عظیم در آمد و ثروت جامعه در دست اقلیتی محدودی قرار دارد و تمام امکانات اجتماعی در خدمت به آنها برنامه ریزی شده است چه راه حالی را برای زنده ماندن باید برگزیند. آیا این سیستم و نظام حکم بر جامعه نیست که مسبب جنایت ، بی عدالتی و فقر اکثریت مردم در جامعه می شود؟ در حقیقت با اجرای مجازات مرگ دو بار از فرد انتقام می گیرند، ابتدا او را از امکانات رفاهی زندگی محروم میکنند و سپس با اجرای مجازات مرگ( اعدام) به زندگی او خاتمه میدهند. رژیم جنایت کار جمهوری اسلامی ایران که خود را با موج بزرگی از مبارزات توده به جان آماده مواجه می بیند و بر این امر آگاه است که این موج سر ایستادن ندارد در تلاش است با شکنجه و تجاوز در زندانها و اعدام و نمایش وحشیگریهای خود در سطح جامعهِ رعب و وحشت ایجاد کند تا با این ترفند بتواند سدّی در مقابل رشد مبارزات تودهها ایجاد نماید. اما برعکس تصور سرکوب گرانه حاکم این شکنجهها و تجاوزها در زندانها و این نمایش رقص سبوعانه انسانها بر چوبه در هرگز نمیتواند در عزم مردم در مبارزه تا نابودی جمهوری اسلامی خللی وارد سازد. فقر ، بدبختی ، ستم و استثمار و فجایع گوناگون ناشی از سیستم سرمایه دارای حکم بر ایران چنان خشم و نفرتی در دل توده مردم نسبت به آن سیستم و رژیم همه آن به وجود آورده که آنها برای از بین بردن وضع ظالمانه و نکبت بار موجود به طغیان بر میخیزند ، همچنان که اعدامهای جنایت کارانهٔ اخیر نیز طغیانهای بیشتری را دامن زده و خنجرهای انتقام را تیز تر خواهد ساخت.
ضعف و استیصال جمهوری اسلامی در مقابل رشد مبارزات قهرمانان توده جان به لب رسیدهٔ ایران یک واقعیت است و در شرایطی که این رژیم جنایت کار قادر به خاموش کردن مبارزات مردم نیست. مبارزات و مقاومتهای گستردهٔ کنونی راه پیروزی را هموار مینماید. من معتقدم روزی این راه سخت و پر فراز و نشیب هموار گشت و سختیها ی آن نشان افتخاری خواهد شد برای آزاد زنان و آزاد مردانه ایرانی تا همه بدانند ملت ایران آزادی خواه است حتّی اگر سدّه راهش زندان ، شکنجه ، اعدام باشد
مرگ بر جمهوری خون خوار اسلامی ایران