تا به کی ...
روژین اسکویی
۳۲ سال است که ماشین جنایت وآدمکش حکومت اسلامی در ایران در کار است .۳۲ سال است که شب وروز در خیابان ها ومجامع عمومی مشغول حلق آویز کردن مردم ایرانند.۳۲ سال است که دست وپا می برند و چشم ها را از حدقه بیرون می آورند و حکومتی قرون وسطائی رسما مدافع شکنجه و مجازا ت های وحشیانه قصاص است .۳۲ سال است که فعالین جنبش دانشجویی و کارگری ونیروهای مخالف و دگراندیش را به زندان می افکنند و می کشند .۳۲ سال است که رسما علیه اقلیت های مذهبی ، بهائیان ،مسیحیان ،یهودیان وزرتشتیان و مسلمانان سنی تبعیض های قانونی روا می دارند .۳۲ سال است که برابری حقوق زنان ومردان را نفی می کنند .۳۲ سال است نمایندگان خدا بر دهها میلیون ایرانی حکم میرانند و آنان را ازتمام حقوق اساسی دمکراتیکشان محروم کرده اند کشتارزندانیان در سالهای شصت تا شصت و هفت ، قتل های زنجیره ای ، توقیف روزنامه ها ونشریات و مجلات ،فیلترینگ سایت های اینترنتی ودستگیری وبلاگ نویس ها ، اخراج صدها هزار کارگر و معلم وکارمند دگراندیش از محیط های کارومحروم کردن آنان از حق کار ، بستن دانشگاه ها و تصفیه هزارن دانشجو تحت عنوان انقلاب فرهنگی ، تبعیض رسمی علیه زنان واقلیت های مذهبی وملی ، تحمیل مذهب حکومتی بر دهها میلیون مردم ایران واجبار به پوشیدن حجاب اسلامی وتحمیل ستم جنسی بر زنان و... کارنامه سیاه حکومت اسلامی در زمینه نقض گسترده و مستمر حقوق بشر بر هیچکس پوشیده نیست. محکومیت جمهوری اسلامی به جهت نقض خشن،وحشیانه وغیر انسانی حقوق انسانها در ایران اسلامی در سطح جهانی،موضوع تازهای نیست. آن کسی که پیکر یک انسان را هر چند محکوم را بر بالای جرثقیل می برد و به نمایش می گذارد جز مرگ و خشونت و نفرت حاصلی نمی برد و از همه مهمتر آن که باید همواره به خاطر سپرد که این محکومان جنایات و جرائم اجتماعی خود معلولی و نشانه هستند از بیماری جامعه در بحران های عمیقی که ریشه اصلی ش همانا حاکمیت جمهوری اسلامی ست که فقر،تبعیض ،سربرآوردن عقده های جنسی ،فساد ، تباهی، فحشا و اعتیاد تنها ارمغان آن پس از ربع قرن برای مردم کشورمان بوده است. حکومتی که سردمدار افتخارات و مباهاتی چون سنگسار، اعدام، زندان، شکنجه، شلاق، مثله کردن اعضا بدن، فقر، بیکاری، ناامنی، فاحشهگی، اعتیاد، خودکشی و خودسوزی است، با این پرونده سنگین و هزاران هزار جنایات دیگر، بدون هیچ شبهای تاریخ حکومت اسلامی ایران در دنیا به تاریخ جهل، خرافه، ناعدالتی، نابرابری، رشوه، تهمت، حکومت ظالم بر مظلوم، دیکتاتوری و آدم فروشی شناخته شده است. حکومتی که به جای تدریس علم ، تاریخ و فلسفه در دانشگاهها به تدریس قرآن پرداخته است. تاریخی که اعتراض چندین دانشجو بدل به جنیشس عظیم می شود،خیابانها به خون کشیده میشود ،جاکمیتی که هزاران هزار جوان دانشجو و متخصص را در زندانهای و سیاهچال های خود به قتل رسانده و در گورهای دستجمعی مدفون کرده است، حکومتی که مشتی آخوند بیسواد که شغل اصلی آنها نوحه و روضه خوانی است، خود را حافظ جان مردم تلقی کرده و به بهانه جانشینی خدا طناب بر گردن جوان ها و نوجوان ها انداخته و در این صورت خیال میکنند به وظیفه شرعی و الهی خود جامه عمل پوشانده اند.
تا به کی باید این همه ظلمی که بر ما رفته است را تحمل کرد؟ پس بیاید رسالتی که بر دوش تک تکمان است را به خودمان یادآوری کنیم، و برای آنکه به جمهوری اسلامی نشان دهیم که از حکومت مرگ خسته شده ایم ،هر چه رساتر علیه جمهوری نکبت بار اسلامی فریاد برآوریم تا روزی که یک بار برای همیشه با سرنگونی جمهوری اسلامی ریشه تمام مشکلات اجتماعی و مسببهای جرائم اجتماعی از دل این میهن بدر آید.